::لحظه های دیوانگی::

آیاتی که به دلیل کمبود پیامبر به من نازل میشوند!

::لحظه های دیوانگی::

آیاتی که به دلیل کمبود پیامبر به من نازل میشوند!

۱۲۱- آورده اند...

آورده اند که عاشقی فرسنگ ها راه را طی کرد تا به منزل معشوقه اش رسید ، دقلباب کرد،
صدای معشوقه از پشت در آمد : کیستی؟ عاشق پاسخ داد: منم! و پاسخ شنید:برگرد!
فردای آن روز دوباره آمد:
- کیستی؟
-منم!
- برگرد!
روز سوم نیز این ماجرا تکرار شد تا عاشق فهمید مشکل کار کجاست.
روز چهارم آمد و در پاسخ * کیستی؟ * گفت: * تویی * ... در باز شد.
آن وقت بود که معشوق فهمید عاشق خودش را جا گذاشته است و همه او شده است!

پ.ن: من میخوام اعتراف کنم یکم!  کسی کشیش درست حسابی سراغ نداره؟
پ.ن: برداشت آزاد! البته تا جائی که به من مربوط نمیشه...
پ.ن: تائید نظرات رو هم برداشتم!!

۱۲۰- بدون عنوان!

من کلا غلط بکنم بخوام تو کار ایشون فضولی کنم ولی...
جــــــــــــــــــــــــــــــــان هر کی که دوست داری، اگر خیلی فکر میکنی صدات قشنگه و آخر خواننده ای، از همین اینا بخون!
آخه وقتی که برای حضرت عباس علیه السلام  این رو میخونی، تصویری که از مجلس عزاداری میاد توی ذهن آدم یه جای تاریک،
با رقص نور! دم در هم به احتمال زیاد قرص اکس نذری میدن!!!! به احتمال زیاد هم مجلس عزاداری مختلط دیگه!!
خواهش هم کسی برنگرده بگه با همین ها خیلی ها میرن طرف مجلس عزاداری!
من خودم یه زمانی از این حرفها میزدم! این با اونجوریاش فرق میکنه!
اگر قراره حرمت ائمه اینجوری بریزه تا یه سری کشیده بشن به اون طرف (با تکرار اولین جمله همین پست!)،
میخواستم صد سال سیاه کشیده نشه!

پ.ن: آی اونی که این فایل رو به من دادی، ببخشید توروخدا! ولی من از اینهائی که اینجوری برای ائمه میخونن متنفرم!!
اون آهنگی که بنیامین خونده خیلی بهتر بود!! اون رو بعضی وقتها میشه گوش داد ولی این...!

بعد نوشت: از همین الان دارم میگم، از این به بعد کامنتهائی که نتونم بفهمم مال کیه تائید نمیکنم! حالا خود دانید!