X
تبلیغات
رایتل

1389/02/12
۳۰۱ - Deja VU

امروز بعد از حدود ۱۰ سال دست به توپ رفتیم سالن ورزش دانشگاه و بسکتبال بازی کردیم. یادش بخیر راهنمائی بودم، ۳ سال بازی کردم. حیف که مدرسه حاضر نشد تیممون رو برای مسابقات دانش آموزی بفرسته. البته عقده اش بعدا که دبیرستان رفتیم مسابقات منطقه واسه والیبال جبران شد!

یه زمانی بسکتبال یکی از بهترین سرگرمی های زندگیم بود. با بچه ها بعد از ۳ میموندیم مدرسه، انقدر بازی میکردیم تا پرتمون میکردن بیرون. ولی خدائی خیلی خسته کننده بود امروز. دارم پیر میشم. هر یه رب یه بار باید آب میخوردم نفسم بیاد سر جاش. ولی در کل تجدید خاطره خوبی بود!

پ.ن: آدمها خسته میشن، بعد یکم استراحت میکنن، خوب میشن. خستگی من تا درموندگیم خیلی فاصله داره!

---___---___---___---___---

قدیما حال دیگر داشتیم!
  1. [ بدون عنوان ]
  2. [ بدون عنوان ]
  3. [ بدون عنوان ]
  4. ۳۲۶ - بی غم عشقت...
  5. ۳۲۵ - یک اتفاق زیبا
آرشیو